علي آقا و افكارش
جمعه كه خونه بوديم يه دفعه شنيدم كه علي داره با باباش صحبت مي كنه و ميگه . بابايي ميشه اين مغازتو بدهي به شاگردت و يه مغازه بستني فروشي باز كني ؟؟؟؟؟؟؟؟ پفك هم بفروشي ؟؟؟؟ باباش با خنده گفت : اون وقت بابا من ور شكست نميشم ؟؟؟؟
بعد همسري به من اشاره كرد و گفت براش يه بستني بيار انگار هوس بستني كرده .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




علي آقا و افكارش
